زايش اشو زرتشت

زرتشتيان بر اين باورهستن كه اشو زرتشت پيام آور آيين راستي و خرد، ١٧٦٨ سال پيش از ميلاد مسيح، به روز خرداد از ماه فروردين (ششم فروردين) در سرزمين ايران زاده شد.
در نوشته هاي پهلوي ، زادگاه اشو زرشت پيامبر پاك آريايي نژاد ، در شهر (رگه) ذكر شده است .اما اين منطقه در كدام سرزمين قرار دارد؟
در نوشته هاي دوره ساسانيان اين محل را در نزديكي درياچه چيچست (اروميه)در آذربايجان داشته اند. از سوي ديگر پژوهشگران امروزي مكان زايش اشو زرتشت را در شرق ايران(خوارزم بزرگ ) مي دانند اشو زرتشت از پدري به نام پورشسب و مادري به نام دغدو چشم به جهان گشود . نوشته اند كه چون به جهان آمد ، به جاي آن كه مانند همه نوزادان گريه كند، لبخند زد . به نشانه ان كه در آيين مزده يسني ، جهان و آنچه در آن است همه بخشش اهورامزدا است، پس همگي مردم بايد شادمان و سپاسگزار ، بدام روي كنند و نگذارند كه بدي بر نيكي چيره گردد و زندگاني خرم، تيره شود.

دوران انديشه و تنهايي
اشوزرتشت چون بيست سالگي رسيد ، از انديشه ديو يسني جامعه ي پيرامون خويش رنجيده خاطر بود، بارو هاي آنان را نادرست دانست و انديشه هاي فراوان و پرسش هاي گوناگوني داشت . بآن بود تا خداوند را بشناسد ، ا فلسفه آفرينش آگاهي يابد و حقيقت هستي را دريابد .
ا اين روي، در بيست سالگي به كوه اشيدرنه رفت و در تنهايي به انديشه و نيايش پرداخت تا سامان آفرينش و راز هستي را دريابد . اين تفكر و انديشه ده سال به درازا انجاميد و هر انديشه به پيگر پرسشي در آمد .
اي هستي بخش يكتا پرسشي از تو دارم و خواستارم حقيقت را برمن آشكار سازي . آيا سرچشمه بهترين و والاترين زندگي معنوي كدام است ؟ آيا كسي كه براي دست يافتن به آن تلاش مي كند چه پاداشي خواهد يافت؟
ترجمه و تفسير موبد فيروز اذرگشسب - هات ٤٤ بند ٢

دوران پيامبري اشوزرتشت
اشوزرتشت سي ساله بود و ده سال از تفكر و انديشه او م يگذشت كه سر انجام در روز خرداد از ماه فروردين ، به همپرسگي(گفتگو، دريافت الهامات مينوي اهورامزدا و هم سخن اشو زرتشت با خداوند يكتا ) اهورامزدا رسيد و نور دانش و بينش اهورايي بر او پديدار گرديد و در اين هنگاه به پيامبري برگزيده شد و دين مزديسني را از دادار اورمزد پذيرفت.از اين هنگاه به راهنمايي مردم پرداخت.
به كدام سرزمين روي آورم؟ به كجا پناه جويم؟ خويشاوندان مرا ترك گفته و دوستانم از من روي گردانند . از همكاران كسي مرا خرسند نمي سازد و فرمانروايان كشور نيز همگي به دروغ گرايش يافته اند. اي هستي بزرگ، چگونه خواهم توانست با انجام ماموريت تو را خشنود سازم.
ترجمه و تفسير موبد فيروز آذرگشسب
اشوزرتشت در چهل و دوسالگي به دربار شاه گشستاب (ويشتاسب) كياني در بلخ رفت و آيين خود را بر او آشكار نمود. بزرگان و داشنمندان در بار با وي گفتگو ها و كنكاش ها كردند و سرانجام دين را پذيرفتنتد. اشوزرتشت مردم را به پرستش خداوند يگانه ، يعني اهورامزدا دعوت كرد و اشويي ، راستي ، درستي و نيكي را به عنوان بنيان دين خود شناساند.
با گرويدن گشتاسب به دين زرتشت و فراخواني مردم به پذرفتن اين آيين ، رفته رفته دين زرتشت در سراسر ايران رواج يافت.
دريافت هاي اشوزرتشت از مزدا ، سرودهايي هستند كه (گاثاها/گاهان) ناميده مي شود و در طول دوران، بي كم و كاست ، به وسيله موبدان در دل كتاب بسنا حفظ گرديده و به ما رسيده است.
پايان
زندگي
اشوزرتشت در روز خور از ماه دي (پنجم دي ) در سن هفتادو هفت سالگي به هنگام لشگركشي (ارجاسب)، در آتشكده شهربلخ به دست توربراتور ، مهاجم توراني به شهادت رسيد(كشته شد) و هنوز آثاري ار آرامگاه وي به يقين شناخته نشده است